جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to tread water
01
درجا زدن, پیشرفتی نکردن
to fail to make any progress in a job or task
اصطلاح
مثالها
We've been treading water on this project for months.
چند ماه است که در این پروژه درجا میزنیم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درجا زدن, پیشرفتی نکردن
چند ماه است که در این پروژه درجا میزنیم.