جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to put somebody out to pasture
01
کسی را بازنشسته کردن, بهخاطر سن کنار گذاشتن
to retire someone due to their old age
نکوهشی
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
The board decided to put the old chairman out to pasture.
هیئتمدیره تصمیم گرفت رئیس سالخورده را بازنشسته کند.



























