جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
House swap
01
جابهجایی خانهها برای گذراندن تفریحات
an arrangement where two homeowners agree to switch their homes for a certain period of time, often for a vacation or holiday
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
house swaps
مثالها
They decided to do a house swap with a family in France for the summer.
آنها تصمیم گرفتند که یک تبادل خانه با یک خانواده در فرانسه برای تابستان انجام دهند.



























