جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Changing table
01
میز تعویض پوشک بچه
a table designed for changing babies' diapers, often with storage for supplies
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
changing tables
مثالها
She placed the baby on the changing table to change his diaper.
او کودک را روی میز تعویض پوشک گذاشت تا پوشکش را عوض کند.



























