جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to get one's pulse racing
01
دل را به تپش انداختن, هیجانزده کردن
to make someone extremely excited
idiom
مثالها
The thrilling roller coaster ride always gets my heart racing.
تریلر در چند ثانیه حسابی طرفدارها را هیجانزده کرد.



























