جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bear garden
01
اوضاع درهم, بلبشو، خرتوخر، شیرتوشیر
a place or situation marked by confusion or chaos
idiom
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
bear gardens
مثالها
The classroom turned into a bear garden when the substitute teacher lost control of the students.
وقتی معلم جایگزین کنترل دانشآموزان را از دست داد، کلاس به یک بهشت خرسها تبدیل شد.



























