fish-fight
fish
fɪʃ
fish
fight
faɪt
fait
fistfight

تعریف و معنی "fish-fight"در زبان انگلیسی

Fish-fight
01

دعوای زنانه, نزاع بین زنان

a fight between females 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fish-fights
مثال‌ها
There's a "fish-fight" over by the biology building. 

یک جنگ بین ماده‌ها در نزدیکی ساختمان زیست‌شناسی وجود دارد.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه