جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go down swinging
01
تا آخرین نفس جنگیدن, با وجود احتمال شکست مبارزه کردن
to keep on trying despite the high chance of failure
اصطلاح
مثالها
Even when the company was collapsing, she went down fighting.
حتی وقتی شرکت داشت فرو میپاشید، تا آخرین نفس جنگید.



























