جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
when one's back is turned
01
وقتی حواس کسی نیست, پشتِ سرش
used of a situation in which one is busy with something else or is not looking
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
The kids emptied the cookie jar while my back was turned.
تا حواسم نبود، بچهها شیشه بیسکویت را خالی کردند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
کلمات نزدیک



























