جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dark days
01
روزهای تاریک, زمانهای سخت
***times of extreme misfortune or difficulty
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dark days
مثالها
With the population increasing exponentially, the environment crumbling, and world economies so unstable, I fear there are some truly dark days ahead.
با افزایش نمایی جمعیت، محیط زیست در حال فروپاشی و اقتصادهای جهانی بسیار ناپایدار، میترسم روزهای تاریک واقعاً سختی در پیش باشد.



























