جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Queensberry rules
01
منشور اخلاقی
behavior that is acceptable and considered to be appropriate within a certain setting
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
مثالها
We can disagree, but let's keep to Queensberry rules: no personal insults.
علیرغم اینکه او نسبت به کارش دانشمند و متعهد بود، شرکت او را اخراج کرد زیرا او در دفتر از قوانین کوئینزبری پیروی نکرد.
02
قوانین کوئینزبری, مقررات کوئینزبری
the standard regulations for modern boxing matches
مثالها
The boxer violated Queensberry rules by hitting below the belt.
بوکسور با زدن زیر کمربند، قوانین کوئینزبری را نقض کرد.



























