جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to take one's breath away
01
نفس کسی را بند آوردن, مات و مبهوت کردن
to make someone become really amazed
تحسینآمیز
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
The view from the mountain took my breath away.
منظره از بالای کوه نفسم را بند آورد.



























