جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to make (both) ends meet
01
خرج و دخل را جور کردن, از پس مخارج برآمدن
to make enough money to pay for one's basic needs
اصطلاح
مثالها
With rent so high, it is hard to make ends meet.
با این اجارههای بالا، جور کردن خرج و دخل سخت است.



























