جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
once in a blue moon
01
هر صدسالیکبار, دری به تخته بخورد که...، چی بشود که...
used for saying that something can only happen on very rare occasions
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
I go to the cinema once in a blue moon.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هر صدسالیکبار, دری به تخته بخورد که...، چی بشود که...