جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
in one's blood
01
در خون کسی بودن, استعداد چیزی را داشتن
(of an ability or skill) existing in an individual from birth
مثالها
Music is in her blood.
موسیقی در خونش است.
LanGeek
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
در خون کسی بودن, استعداد چیزی را داشتن
موسیقی در خونش است.
LanGeek