جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
in one's blood
01
در خون کسی بودن, استعداد چیزی را داشتن
(of an ability or skill) existing in an individual from birth
مثالها
Teaching is in his blood.
تدریس در خونش است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
در خون کسی بودن, استعداد چیزی را داشتن