جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go halves
01
هزینه را نصف کردن, نصفنصف خرج کردن
to pay half of the expenses each
idiom
informal
مثالها
They decided to go halves on the movie tickets.
تصمیم گرفتند هزینه بلیط سینما را نصف کنند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هزینه را نصف کردن, نصفنصف خرج کردن