جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go halves
01
هزینه را نصف کردن, نصفنصف خرج کردن
to pay half of the expenses each
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
We went halves on the restaurant bill last night.
دیشب هزینه رستوران را نصف کردیم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هزینه را نصف کردن, نصفنصف خرج کردن
دیشب هزینه رستوران را نصف کردیم.