جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to give one's right arm
01
هر کاری کردن, از هیچ کاری دریغ نکردن
to stop at nothing to obtain or do something
اصطلاح
مثالها
I'd give my right arm to see that concert.
برای دیدن آن کنسرت هر کاری میکنم.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هر کاری کردن, از هیچ کاری دریغ نکردن
برای دیدن آن کنسرت هر کاری میکنم.