جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sit on one's hands
01
دست روی دست گذاشتن, هیچ قدمی برنداشتن، اقدامی نکردن
to refrain from taking action when one should
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
We can't sit on our hands while the problem gets worse.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دست روی دست گذاشتن, هیچ قدمی برنداشتن، اقدامی نکردن