جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to drive somebody up the wall
01
کسی را از کوره دربردن, اعصاب کسی را خرد کردن
to make someone extremely angry
طنزآمیز
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
His constant complaining drives me up the wall.
غر زدنِ دائمیاش مرا از کوره درمیبرد.



























