جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to do one's own thing
01
کار خود را کردن, مطابق میل خود عمل کردن
to do whatever makes one happy or satisfied, without caring about other's opinions
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
After years of pleasing everyone else, she finally decided to do her own thing.
بعد از سالها راضی نگه داشتن دیگران، بالاخره تصمیم گرفت کار خودش را بکند.



























