جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to scratch one's back
01
به امیدِ جبران کمک کردن, لطف در برابر لطف کردن
to offer someone help, usually while expecting them a favor in exchange
اصطلاح
غیررسمی
مثالها
He agreed to scratch the mayor's back, hoping the mayor would support his project later.
قبول کرد به شهردار کمک کند، به امید اینکه شهردار بعداً از پروژهاش حمایت کند.
LanGeek



























