جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Brownie point
01
نظر مثبت, جلب رضایت، خوشخدمتی، جلب نظر
approval of a person in authority that a person tries to gain by doing something that pleases or impresses them
طنزآمیز
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
brownie points
مثالها
Helping the new intern earned him a brownie point with the manager.
او با پختن کلوچههای مورد علاقه والدین شوهرش برای بازدیدشان، امتیازهای مثبت کسب کرد.



























