جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to break the bank
01
جیب آدم را خالی کردن, ورشکسته کردن
to financially ruin one due to having a very high cost
اصطلاح
مثالها
Buying a house in this city can really break the bank.
خرید خانه در این شهر واقعاً میتواند جیب آدم را خالی کند.



























