جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Bedroom eyes
01
چشمهای خمار, نگاه اغواگر
a look in someone's eyes that reveals their sexual attraction toward someone else
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She gave him bedroom eyes across the table.
از آن طرف میز با چشمهای خمار به او نگاه کرد.



























