جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Balancing act
01
برقراری تعادل, متعادلسازی
a situation where multiple factors, responsibilities, etc. must be handled or managed
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
balancing acts
مثالها
Being a working parent is a daily balancing act.
خودم را در حال انجام یک عمل متعادلسازی بین کار و خانواده یافتم.



























