جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Purple patch
01
دوران موفقیت, دوره خوششانسی
a period marked by good luck or success
Dialect
British
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
purple patches
مثالها
Her career hit a purple patch with several promotions and achievements.
حرفه او با چندین ارتقا و دستاورد یک لکه بنفش را تجربه کرد.



























