جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
on a roll
01
روی دور شانس بودن, روی موج موفقیت بودن
experiencing a period of great success or good luck
مثالها
She's been on a roll since winning that first match.
از وقتی آن مسابقه اول را برده، روی دور شانس است.



























