جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to bear fruit
01
نتیجه دادن, موفقیتآمیز بودن
to produce a satisfactory or successful result
رسمی
اصطلاح
مثالها
After years of work, their efforts finally bore fruit.
بعد از سالها کار، تلاشهایشان بالاخره نتیجه داد.



























