جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to age out
[phrase form: age]
01
از نظر ذهنی بالغ شدن
to mature mentally and not do certain behaviors
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
age
زمان حال
age out
سومشخص مفرد
ages out
وجه وصفی حال
aging out
گذشته ساده
aged out
اسم مفعول
aged out
مثالها
As she entered her twenties, Sarah naturally aged out of the impulsive behaviors of her teenage years.
وقتی وارد دهه بیست سالگی خود شد، سارا به طور طبیعی از رفتارهای تکانشی سالهای نوجوانی خود گذشت.
02
از سن قانونی خارج شدن, برای یک برنامه، خدمات، یا فرصت خاص پیر شدن
to become too old to qualify for a specific program, service, or opportunity
مثالها
Many government assistance programs have age limits, and individuals may age out of receiving benefits.
بسیاری از برنامههای کمک دولتی محدودیت سنی دارند و افراد ممکن است از سن مجاز خارج شوند برای دریافت مزایا.



























