جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to look over
[phrase form: look]
01
نگاه اجمالی انداختن, بررسی کلی کردن
to examine or inspect something quickly
Transitive: to look over sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
over
فعل پایه
look
زمان حال
look over
سومشخص مفرد
looks over
وجه وصفی حال
looking over
گذشته ساده
looked over
اسم مفعول
looked over
مثالها
The teacher briefly looked over the students' essays before providing feedback.
معلم قبل از ارائه بازخورد، به طور خلاصه به مقالات دانشآموزان نگاهی انداخت.



























