جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to do over
01
دوباره کاری را انجام دادن
to repeat or redo a task, activity, or process, often to improve the outcome
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
over
فعل پایه
do
زمان حال
do over
سومشخص مفرد
does over
وجه وصفی حال
doing over
گذشته ساده
did over
اسم مفعول
done over
مثالها
Unhappy with the initial results, the artist decided to do over the painting to capture the intended vision.
ناراضی از نتایج اولیه، هنرمند تصمیم گرفت نقاشی را دوباره انجام دهد تا دید مورد نظر را به دست آورد.
02
تغییر دکوراسیون دادن
to redecorate or refurnish something, such as a room
مثالها
They decided to do over the living room, updating the furniture and adding a fresh coat of paint.
آنها تصمیم گرفتند که اتاق نشیمن را دوباره انجام دهند، مبلمان را بهروز کنند و یک لایه رنگ تازه اضافه کنند.



























