جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to go nowhere
01
به جایی نرسیدن, راه به جایی نبردن
to fail to achieve success despite the attempts made
idiom
مثالها
I'm trying to persuade her to come, but I'm getting nowhere.
جستوجوی کارش تا وقتی روشش را عوض نکرده بود، به جایی نمیرسید.



























