balls
balls
bɔ:lz
bawlz
balas

تعریف و معنی "balls"در زبان انگلیسی

Balls
01

چرند, مهملات

ideas, statements or beliefs that you think are silly or not true 
Dialectbritish flagBritish
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
plural
not gender specific
شکل جمع
balls
02

بیضه‌ها, تخم‌ها

the testicles 
عامیانه
رکیک
مثال‌ها
He was kicked in the balls during the fight. 

او در طول دعوا به بیضه‌ها لگد زده شد.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه