جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to-go
01
بیرونبر (غذا یا نوشیدنی)
food that is bought from a restaurant, etc. to be eaten elsewhere
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
She ordered a sandwich and a coffee to-go so she could eat during her lunch break.
او یک ساندویچ و یک قهوه بیرونبر سفارش داد تا بتواند در زمان استراحت ناهارش بخورد.



























