جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Flat-screen
01
صفحهمسطح, صفحهتخت
a very thin computer or television monitor that is not curved
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
flat-screens
مثالها
They mounted a flat-screen on the living room wall.
آنها یک صفحه نمایش تخت روی دیوار اتاق نشیمن نصب کردند.



























