جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Login
01
ورود به سیستم, ثبت ورود، لاگین
the act of entering or starting to use a computer system or an online account
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
logins
مثالها
She completed her login to check her emails.
او ورود خود را برای بررسی ایمیلهایش تکمیل کرد.



























