جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Login
01
ورود به سیستم, ثبت ورود، لاگین
the act of entering or starting to use a computer system or an online account
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
logins
مثالها
The system requires a login before you can access the dashboard.
سیستم قبل از اینکه بتوانید به داشبورد دسترسی پیدا کنید، نیاز به ورود دارد.



























