جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Zombie
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
zombies
مثالها
According to Haitian folklore, zombies are created through mystical rituals by sorcerers known as bokors.
بر اساس فولکلور هائیتی، زامبیها توسط جادوگران معروف به بوکور از طریق آیینهای عرفانی ایجاد میشوند.
02
زامبی, کوکتل زامبی
a cocktail made from rum, fruit juices, and often apricot liqueur or grenadine
مثالها
The bartender mixed a colorful zombie cocktail.
بارتندر یک کوکتل زامبی رنگارنگ مخلوط کرد.
03
اتومات, ربات
a person who acts mechanically or without awareness
مثالها
Students were zombies after the long lecture.
دانشآموزان پس از سخنرانی طولانی زامبی بودند.
04
زامبی, زامبی-خدا
a voodoo deity of African origin, worshipped especially in the West Indies
مثالها
Offerings were made to the zombie for protection.
قربانیهایی به زامبی برای محافظت تقدیم شد.
05
زامبی, مرده متحرک
(in voodooism) a supernatural force believed to reanimate a dead body
مثالها
Myths describe a zombie animating the dead.
افسانهها یک زامبی را توصیف میکنند که مردگان را زنده میکند.
to zombie
01
ناگهان مثل زامبی ظاهر شدن, زامبی کردن
to suddenly reappear in someone's life after having previously ghosted them
slang
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
zombie
سومشخص مفرد
zombies
وجه وصفی حال
zombieing
گذشته ساده
zombied
اسم مفعول
zombied
مثالها
Do n't get too excited if he zombies; he might disappear again.
اگر او زامبی کرد خیلی هیجانزده نشو؛ ممکن است دوباره ناپدید شود.



























