جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
work-shy
01
تنبل, بی میل به کار
unwilling to work due to a lack of motivation toward one's job or tasks
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most work-shy
شکل تفضیلی
more work-shy
درجهپذیر
مثالها
The manager noticed that some team members were becoming increasingly work-shy, often finding excuses to avoid taking on additional tasks.
مدیر متوجه شد که برخی از اعضای تیم به طور فزایندهای از کار گریزان میشوند، اغلب بهانههایی برای اجتناب از انجام وظایف اضافی پیدا میکنند.



























