جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wishful thinking
01
پندار آرزومندانه, خیال واهی، خوشخیالی
the act of imagining or hoping for something to be true, despite there being little or no evidence or likelihood of it actually happening
اصطلاح
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
مثالها
They dismissed her plans as wishful thinking, given the lack of resources.
آنها برنامههای او را به عنوان تفکر آرزومندانه رد کردند، با توجه به کمبود منابع.



























