جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
weekly
اطلاعات دستوری
مقایسهناپذیر
مثالها
My friends and I volunteer at the shelter weekly.
من و دوستانم در پناهگاه هفتگی داوطلب میشویم.
weekly
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
The magazine published a weekly issue every Sunday.
مجله هر یکشنبه یک شماره هفتگی منتشر میکرد.
02
هفتگی, در هفته
related to or calculated based on a week
مثالها
Their weekly sales figures showed a significant increase compared to last month.
آمار فروش هفتگی آنها افزایش قابل توجهی را در مقایسه با ماه گذشته نشان داد.
Weekly
01
هفتهنامه, نشریه هفتگی
a publication, such as a newspaper or magazine, that is released once a week
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
weeklies
مثالها
The weekly includes in-depth articles and interviews with notable figures.
هفتهنامه شامل مقالات عمیق و مصاحبه با چهرههای برجسته است.



























