جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Blood money
01
دیه, خونبها, پول خون
an amount of money given by law to the close relatives of a murdered victim
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
02
پول خون, پاداش برای اطلاعات در مورد یک قاتل
a reward for information about a murderer
03
پول خون, دستمزد قاتل
paid to a hired murderer



























