جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
War criminal
01
جنایتکار جنگی, جنایتکار جنگی
a person who breaks international law during a time of armed conflict
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
war criminals
مثالها
The leader was accused of being a war criminal.
رهبر متهم شد که یک جنایتکار جنگی است.



























