جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Waiting game
01
صبوری برای رسیدن فرصت خوب
a strategy in which one deliberately refrains from taking any action in order to gain advantage later on
اصطلاح
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
waiting games
مثالها
The company played a waiting game until its competitors lowered their prices.
اگرچه بیشتر مردم از این که بازی انتظار تمام شده بود احساس آرامش کردند، اما روزها و شبهای اول عصبی کننده بود.



























