جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Voter
01
رایدهنده, انتخابکننده
a person who is legally allowed to cast a vote in an election
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
voters
مثالها
The candidate appealed directly to young voters during the campaign.
کاندیدا در طول کمپین مستقیماً به رأیدهندگان جوان متوسل شد.
درخت واژگانی
voter
vote



























