جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vertigo
01
سرگیجه, دوران
a feeling of spinning or dizziness, commonly triggered by heights or inner ear issues
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
The patient experienced intense vertigo when looking down from the top of the skyscraper.
بیمار هنگام نگاه کردن به پایین از بالای آسمانخراش، سرگیجه شدیدی را تجربه کرد.



























