جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
verbosely
01
با جزئیات زیاد, به طور طولانی
a wordy, lengthy, or excessively detailed manner
مثالها
The report was written verbosely, making it challenging to extract key information.
گزارش به طور مفصّل نوشته شده بود، که استخراج اطلاعات کلیدی را دشوار میکرد.
درخت واژگانی
verbosely
verbose



























