جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Upper hand
01
دست بالا
the position of high power or authority from which one can exert complete control over a situation or others
approving
idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She kept calm because she knew she had the upper hand.
بازیکن ماهر شطرنج هر حرکت را با دقت برنامهریزی کرد تا برتری را در طول بازی حفظ کند و در نهایت پیروزی را تضمین کند.



























