جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unenthusiastically
اطلاعات دستوری
مثالها
She nodded unenthusiastically, clearly unimpressed by the idea.
او بیاشتیاق سر تکان داد، واضح بود که از این ایده تحت تأثیر قرار نگرفته است.
درخت واژگانی
unenthusiastically
enthusiastically
enthusiastic
enthusiast



























